سه سال از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ گذشته است؛ روزی که بار دیگر مسئله فلسطین را در مرکز توجه جهان قرار داد و فصل تازهای از درگیری و رنج را در منطقه رقم زد. در این سه سال، تصاویر بسیاری از غزه و مردم فلسطین در رسانههای جهان منتشر شده؛ تصاویری که بخشی از یک واقعیت تلخ و پیچیده را ثبت کردهاند. اما در میان انبوه خبرها و تصاویر جنگ، سینما و فیلمها گاهی راه دیگری برای روایت پیدا میکنند؛ راهی که به جای میدان نبرد، به یک انسان و صدای او نزدیک میشود. «صدای هند رجب» ساخته کوثر بن هنیه، یکی از همین فیلمهاست؛ فیلمی که از دل یک روایت واقعی، صدای کودکی فلسطینی را به گوش جهانیان میرساند و بار دیگر نشان میدهد که سینما چگونه میتواند حافظه یک ملت و رنج انسانهایی باشد که نباید در هیاهوی تاریخ فراموش شوند.
گاهی یک فیلم برای روایت یک جنگ، به میدان نبرد نمیرود؛ دوربین را در اتاقی کوچک نگه میدارد و اجازه میدهد صدای یک انسان، تمام آنچه را که باید بدانیم، روایت کند. «صدای هند رجب» ساخته کوثر بن هنیه، از همین نقطه آغاز میشود؛ از صدای دختربچهای شش ساله که در میان آتش و ویرانی، پشت تلفن از کسانی که آنسوی خط هستند کمک میخواهد.
داستان فیلم به ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴ بازمیگردد؛ زمانی که نیروهای هلال احمر فلسطین تماسی اضطراری دریافت کردند. هند رجب، دختربچهای شش ساله، در خودرویی گرفتار شده بود و اعضای خانوادهاش هم جان باخته بودند. او در تماس با امدادگران تلاش میکرد زنده بماند و برای نجات خود کمک بخواهد. فیلم، همین دقایق را بازسازی میکند؛ دقایقی که هرچه میگذرد، انتظار برای رسیدن آمبولانس دشوارتر میشود.
اما اهمیت «صدای هند رجب» فقط در داستان دردناک آن نیست. کوثر بن هنیه تصمیم گرفته است بخش مهمی از صدای واقعی هند را در فیلم حفظ کند و به جای بازسازی مستقیم صحنههای خشونت، دوربین را در فضایی محدود نگه دارد. در نتیجه، آنچه بیش از تصویر دیده میشود، صدا، انتظار و سکوت است. خود کارگردان گفته است که عامدانه خشونت را خارج از قاب نگه داشته، زیرا تصاویر خشونتآمیز جنگ پیش از این بارها در صفحههای تلویزیون و تلفنهای همراه دیده شدهاند.
این انتخاب، «صدای هند رجب» را به فیلمی درباره قدرت تصویر تبدیل میکند؛ فیلمی که اتفاقاً بخش مهمی از تأثیر خود را از چیزی میگیرد که تصویر نمیکند. اینجا سینما قرار نیست انفجارها و ویرانیها را دوباره به تماشاگر نشان دهد. قرار است او را وادار کند چند دقیقه به صدای کودکی گوش بدهد که میترسد، منتظر است و هنوز امیدوار است کسی به کمکش بیاید.
از همین منظر، فیلم را میتوان بخشی از سینمایی دانست که تلاش میکند روایت فلسطین را از دل تجربه انسانهای عادی ثبت کند؛ نه از زبان نقشهها و آمار، بلکه از خلال زندگی، خانواده، ترس، امید و خاطره. هند رجب در این فیلم فقط یک شخصیت نیست؛ صدایی است که میخواهد در میان حجم عظیم اخبار و تصاویر جنگ شنیده شود.
«صدای هند رجب» نخستین نمایش جهانی خود را در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ تجربه کرد و جایزه بزرگ هیئت داوران را به دست آورد. این فیلم سپس به نمایندگی از تونس به رقابت اسکار ۲۰۲۶ راه یافت و نامزد جایزه بهترین فیلم بینالمللی شد.
سه سال پس از ۷ اکتبر، وقتی هنوز تصاویر جنگ و پیامدهای آن در حافظه جمعی منطقه و جهان باقی مانده، چنین فیلمهایی اهمیت دیگری پیدا میکنند. سینما شاید نتواند گذشته را تغییر دهد، اما میتواند اجازه ندهد بعضی صداها در هیاهوی تاریخ گم شوند.
و شاید این مهمترین کاری باشد که «صدای هند رجب» انجام میدهد: یک کودک فلسطینی را از میان انبوه تصاویر جنگ بیرون میکشد و دوباره به ما یادآوری میکند که پشت هر خبر، یک زندگی وجود دارد؛ پشت هر عدد، یک انسان؛ و پشت هر تصویر، صدایی که میخواهد شنیده شود.
صدای هند رجب، صدای یک کودک است؛ اما سینما آن را به بخشی از حافظه فلسطین تبدیل کرده است؛ حافظهای که نمیخواهد دیده نشدن، به معنای فراموش شدن باشد.
(به قلم سیاوش میرزایی برای وبسایت آیفیلم)
بیشتر بخوانید: